سيد محمد على ايازى

68

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

دربارهء تطبيق معناى چهارم عقل از ديدگاه ملّاصدرا كه آن را با عقل در روايت چهارم ، مطابق دانسته ، نيز همان سخن بالا صادق است . امّا بنا بر نظر ملّاصدرا ، معناى پنجم كه همان عقل مورد بحث در كتاب نفس است و داراى مراتب چهارگانهء بالقوّه ، بالملكه ، بالفعل و مستفاد است ، با روايت يازدهم كتاب عقل و جهل الكافى ، قابل تطبيق بود . در اين روايت ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، عقل را بهترين چيزى كه بين بندگان تقسيم شده ، مىداند و عقلا را همان اولوالألباب « 1 » برشمرده است . در نقد ديدگاه ملّاصدرا بايد گفت كه بىشك ، مقصود از عقل در اين جملهء پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، يكى از بالاترين مراتب عقل است ؛ امّا اگر بخواهيم آن را منحصر در معناى پنجم بدانيم ، اين كار ، صحيح نيست ؛ زيرا معانى اوّل و سوم نيز قابل حمل بر اين روايت‌اند . يعنى مىتوان گفت كه مقصود از عقل در روايت ، غريزهء جدا كنندهء انسان از چهارپايان است . همچنين مىتواند به معناى عقل مورد نظر در كتاب اخلاق باشد ؛ زيرا كسانى كه بر اثر مواظبت تدريجى بر اعتقادات صحيح و انجام دادن مستمر كارهاى ادارى ، به چنين عقلى دست يافته‌اند ، صاحبان خردند . روايت ديگرى را كه ملّاصدرا قابل انطباق به معناى پنجم ( البته مرتبهء چهارم آن ، يعنى عقل مستفاد ) دانسته بود ، روايت دوازدهم كتاب عقل و جهل الكافى است كه در آن ، امام كاظم عليه السلام صاحبان عقل را هدايت‌يافتگان به وسيلهء عقل دانسته و عقل را هم‌تراز رسولان ظاهر و به عنوان رسول باطنى برشمرده است . در نقد ديدگاه ملّاصدرا بايد گفت كه اولًا ، ايشان براى اين تطبيق ، هيچ دليلى اقامه نكرده است ؛ ثانياً ، دربارهء عقل مستفاد ، سخن از اين است كه نفس تكامل‌يافته ،

--> ( 1 ) . ر . ك : سورهء بقره ، آيهء 269 .